شما در صورت تمایل می توانید با مراجعه به صفحه نخست و آرشیو مطالب وبلاگ از دیگر تحقیق ها و پایان نامه های موجود در سایت استفاده کنید.

شما می توانید با نظرات و پیشنهادات خود  در جهت بهبود کیفیت مطالب سایت ، ما را یاری کنید : 

نظر یادت نره ؟

alisaadati78@yahoo.com     

 


پروبیوتیک ها

اسيديته شكمبه

اسيديته محيط شكمبه از مهمترين عوامل در مصرف ماده خشك مي شود، كه بستگي به نوع جيره دارد. كاهش pH اثر نامطلوبي بر باكتري هاي سلولوتيك مي گذارد. اين باكتري ها به كاهش pH حساس بوده و قادر به فعاليت در اين شرايط نمي باشند. به طور كلي حيوانات نشخوار كننده نيازمند باكتري هاي سلولوتيك جهت هضم فيبر مي باشند، وليكن محدوديت آنها در رشد بر روي سلوبيوز در شرايط پايين بودن pH يك موضوع مهم در هضم فيبر است. فعاليت باكتري هاي سلولوتيك در pH پايين تر از 6 تضعيف مي شود. مقاومت باكتري ها به اسيد شكمبه وابسته به ظرفيت كاهش عبور يون هيدروژن به داخل سلول باكتري و حفظ شيب كم يون هيدروژن به داخل سلول مي باشد. باكتري هاي سلولوتيك قادر نيستند در pH پايين مانع ورود يون هيدروژن به داخل سلول خود شوند، بنابراين غلظت يون هيدروژن در داخل سلول باكتري به دليل عدم توانايي باكتري در خروج يون هيدروژن افزايش مي يابد و سلول دچار مسموميت مي شود. غلظت بالاي اسيد لاكتيك يك عامل مهم در تحريك گيرنده هاي شيميايي در جداره شكمبه مي باشد. با كاهش pH اسمولاريته افزايش مي يابد و عمل جذب اسيدهاي چرب فرار از شكمبه با مشكل روبرو مي شود و متعاقب آن مصرف خوراك به شدت كاهش مي يابد. آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه قادر به كاهش غلظت اسيد لاكتيك در شكمبه بوده و از اين طريق مصرف ماده خشك را افزايش مي دهند.

 

افزايش باكتري هاي سلولوتيك

با توجه به اينكه آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه سبب افزايش تحريك باكتري هاي سلولوتيك مي شوند، از اين طريق با افزايش هضم فيبر و افزايش سرعت عبور مواد خوراكي از شكمبه بر مصرف ماده خشك اثر مي گذارند.

خوش خوراكي

برخي از پژوهشگران بر اين عقيده هستند كه اين دو فراورده ميكروبي خوش خوراك بوده و سبب تحريك مصرف خوراك مي شوند. بنابر اين استفاده از اين مواد را در مراحلي كه خوش خوراكي جيره حائز اهميت است (جيره هاي دوره انتقال و جيره آغازين گوساله ها) توصيه مي كنند.

 

اثر ساكاروميسس سرويسيه در برداشت اكسيژن از شكمبه

شكمبه محيط بي هوازي است. به طوري كه باكتري هاي شكمبه در اين محيط بهترين رشد را دارند. ولي چنانچه اكسيژن شكمبه در حد نامتعارفي افزايش يابد به عنوان يك ماده سمي از طرف باكتري ها به حساب آمده و بر فعاليت باكتري ها اثر سوء مي گذارد. وجود اكسيژن سبب ممانعت از اتصال باكتري هاي سلولوتيك به سلولز مي شود. با وجود بي هوازي بودن شكمبه همواره مقدار محدودي اكسيژن در شكبه يافت مي شود، كه مقدار آن به 1-5/0درصد مي رسد كه به صورت نامحلول است. ورود اكسيژن به شكمبه از طريق مصرف خوراك، بزاق و انتشار از خون صورت مي گيرد. پيشنهاد شده كه سكاروميسس سرويسيه قادر است از ميزان اكسيژن در شكمبه بكاهد. ارزيابي كشت مخمر در برداشت اكسيژن در شرايط آزمايشگاهي با محيط تخميري مشابه شكمبه انجام شده . پيشنهاد شده كه توانايي برداشت اكسيژن به وسيله مايع شكمبه در ظاهر به ظرفيت تحريك باكتري هاي  زنده بر مي گردد. دليل ديگر در برداشت اكسيژن توسط ساكاروميسس سرويسيه نياز اين ماده به اكسيژن براي فعاليت در محيط شكمبه است. به طوري كه اكسيژن مورد نياز خود از محيط شكمبه تامين مي كند. با آنكه ساكاروميسس سرويسيه قادر به برداشت اكسيژن از شكمبه مي باشد، آسپرژيلوس اريزا توانايي اين عمل را ندارد.

 

اثر آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر جريان نيتروژن از شكمبه

اين دو ماده قادرند از مقدار آمونياك در محيط شكمبه بكاهند. وليكن در پژوهش هاي اوليه نشان داده شده كه ساكاروميسس سرويسيه اثري بر تجزيه پروتئين، پپتيد و يا فعاليت دآميناسيون باكتري ها در شرايط آزمايشگاهي ندارد. جريان پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه در گاوهايي كه با ساكاروميسس سرويسيه تغذيه شده بودند، افزايش معني داري را نشان داده است. احتمالا كاهش غلظت آمونيوم در شكمبه مربوط به افزايش تعداد باكتري ها مي باشد. باكتري هاي سلولوتيك براي رشد احتياج به آمونياك دارند و اين آمونياك را از شكمبه برداشت مي كنند

با افزايش رشد باكتري ها در ميزان پروتئين ميكروبي ورودي به روده نيز افزايش حاصل مي شود و در نتيجه اسيد هاي آمينه براي حمايت از رشد و توليد تامين مي شوند. با افزايش سرعت عبور پروتئين ميكروبي از هزينه هاي نگهداري در شكمبه كاسته شده و راندمان افزايش مي يابد. پژوهش ها بر روي آسپرژيلوس اريزا نيز نشان داده كه اين مكمل در شرايط in situ سبب افزايش قابلت هضم پروتئين خام شده است.

 

استفاده از پروبيوتيك ها در تغذيه گوساله هاي شيرخوار

يكي از مسائل مهم پرورش گوساله هاي شيرخوار سازش سريع شكمبه به مواد جامد است كه اين امر مستلزم توسعه اپيتليوم و ظرفيت شكمبه مي باشد. انكوباسيون طبيعي باكتري هاي شكمبه با گونه هاي مختلف باكتري هاي بي هوازي كه در نهايت در زمان بلوغ رخ مي دهد احتمالا به وسيله خوراك و تماس حيوان با محيط صورت مي گيرد. غلات در شكمبه به آساني تجزيه شده و به اسيدهاي چرب فرار و آمونيوم تبديل مي شوند. اسيدهاي چرب كوتاه زنجبر در توسعه شكمبه نقش مهمي دارند. مصرف علوفه خشبي سبب افزايش ترشح بزاق و بافري شدن شكمبه مي شود، در نتيجه بزاق توليدي سبب افزايش pH خواهد شد. ولي علوفه اثر كمي بر توسعه شكمبه دارد.

 

باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك

افزودن اين باكتري ها سبب توسعه شكمبه و بهبود وضعيت سلامتي به واسطه متاثر شدن ميكرواكولوژي دستگاه گوارش مي شوند. توليد پروبيوتيك هاي باكتريايي بر اساس باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك مي باشد. ولي موفقيت در اين مورد كامل نبوده زيرا استفاده از سويه هاي متفاوت و غير موثر، ثبات، كم اين فراورده ها ( كاهش سريع تعداد سلول هاي زنده) و بي تاثير بودن اين مواد در مقدار كم علل اين موضوع مي باشند.

لاكتوباسيل ها قادر به توليد آنزيم هاي كربوهيدراتاز بوده و بدين طريق به هضم اين مواد كمك مي كنند. اين با كتري ها با كمك به تجزيه غذا در روده كوچك مانع از سرازير شدن اين مواد غذايي غير قابل هضم به روده بزرگ مي شوند.( روده بزرگ جايگاه فعاليت اكولاي است).

سويه مفيد اين گروه از باكتري ها استرپتوكوكوس فاسيوم است كه توانايي خاصي در توليد اسيد لاكتيك دارد. تغذيه گوسا له ها با ماست حاوي لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس سبب تسريع در عمل نشخوار گوساله ها مي شود. افزودن بيفيدوباكتريوم به جيره بچه خوكها در طي هفته اول زندگي سبب كاهش تعداد كلستريديوم در مدفوع و بهبود افزايش وزن در بچه خوكها شده است. فومياكي و همكاران (1995) اثر اعمال بيفيدوباكتريوم و لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس را بر روي گوساله ها  مورد بر رسي قرار دادند. نتايج اين پژوهش نشان داد كه اعمال اين باكتري ها سبب افزايش وزن روزانه و ضريب تبديل بهتر و كاهش اسهال نسبت به گروه شاهد شده است. همچنين اثرات مشابهي نيز از افزودن اين باكتري ها به جيره به جيره بچه خوكها مشاهده شده است. جني و همكاران (1991) با افزودن باكتري هاي باسيلوس ساب تيلوس به تنهايي و همراه با لاكتوباسيلوس لاكتيس به جيره گوساله هاي شير خوار اثرات آنرا مورد بررسي قرار دادند. در اين پژوهش گوساله ها يكباره، در روز سي ام از شير گرفته شدند و از روز 44-31 جيره آغازين دريافت كردند. نتايج نشان داد كه هيچ يك از پارامترهاي مورد بررسي افزايش وزن و بازده خوراك تحت تاثير تيمارها قرار نگرفت ونيز  مورلي (1995) با برسي اثر پروبيوتيك ها بر روي سلامتي و رشد گوساله تفاوت معني داري را در بين تيمارها مشاهده نكرد.

كشت مخمر در جيره آغازين

استفاده از كشت مخمر در جيره آغازين در جيره گوساله هاي شيرخوار در جهت بهبود عملكرد مورد توجه قرار گرفته است. وجود غلات بالا در جيره آغازين سبب كاهش pH و در نهايت پاراكراتوزيس شكمبه مي شود. آزمايشات بر روي شمبه گوسا له ها نشان داده كه نوسانات pH در دامنه 8/5-5 است. بنابراين هيپر اسيديتي در گوساله هايي كه جيره آغازين دريافت مي كنند، عاملي براي محدوديت خوراك مي باشد. با توجه به اينكه آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه سبب تحريك باكتري هاي مصرف كننده لاكتات مي شوند و برداشت لاكتات را توسط مگاسفرا السيدني و سلونوموناس روميننتيموم تحريك مي كنند، استفاده از اين مواد در جيره آغازين اثرات نامطلوب كاهش pH را مي كاهد. بنابراين پيشنهاد مي شود كه احتمالا پاسخ مثبت گوساله ها به كشت مخمر مربوط به افزايش pH باشد. زاين وهمكاران (1999) با استفاده از 12 گوساله اخته اثرات پروبيوتيك هاي غير باكتريايي را بر روي سلامتي گوساله هاي پرواري مورد بررسي قرار دادند. گوساله ها در 2 تيمار شاهد و تيمار آزمايشي دريافت كننده 28 گرم ساكاروميسس سرويسيه قرار داده شدند. نتايج نشان داد كه ساكاروميسس سرويسيه سبب كاهش 48 درصدي در بيماري ها و كاهش 44 درصدي در روزهاي بيماري شده است. كيوگلي و همكاران (1992) در جيره آغازين گوساله ها كه حاوي غلات بالايي بود اثرات بيكربنات سديم و كشت مخمر را بر تحريك شكمبه، رشد و مصرف خوراك در گوساله ها مورد بررسي قراردادند. در تيمار كشت مخمر، 2/0 درصد مخمر ساكاروميسس سرويسيه و در تيمار بيكربنات 3 درصد از اين ماده استفاده شد. در اين آزمايش اثر معني داري بر ماده خشك مصرفي، افزايش وزن و يا بازده خوراك ديده نشد، ولي نيتروژن اوره اي پلاسما در تيمار بيكربنات سديم كاهش داشت. كالي و همكاران (1992) با افزودن كشت مخمر به جيره گوساله ها و بره ها كاهش روزهاي بيماري، افزايش مصرف خوراك و همچنين اثرات مثبت در متابوليسم ازت، روي و آهن را مشاهده نمودند. همچنين در پژوهش ديگري افزودن كشت مخمر در جيره بره ها در زمان استرس حرارتي مورد برسي قرار گرفت. در اين پژوهش كشت مخمر سبب افزايش عملكرد در گروه تغذيه شده با مخمر، در مقايسه با گروه شاهد شد. در مورد گاوهاي شيري نيز كاهش دماي راست روده با افزودن آسپرژيلوس اريزا مشاهده شده است. مارش و همكاران (2002) با افزودن 10 گرم كشت مخمر به جيره گوسا له هايي كه تازه از شير گرفته شده بودند، افزايش معني داري را در افزايش وزن روزانه مشاهده كردند.

عصاره حاصل از قارچ آسپرژيلوس اريزا

محتواي اين عصاره به خوبي تعريف نشده ولي فرض بر اين است كه اين عصاره فاقد سلولهاي زنده است و حاوي مقاديري از آنزيم هاي فعال و ويتامين هاي گروه ب مي باشد. اين عصاره اثري مشابه با كشت مخمر بر روي عملكرد حيوانات اهلي دارد. بهركا (1991) با بررسي اثر آسپرژيلوس اريزا بر فعاليت ميكروبي شكمبه و توسعه آن  اثرات مثبتي را در فعاليت ميكروبي شكمبه مشاهده نمود. در اين پژوهش گوساله هاي تغذيه شده با آسپرژيلوس اريزا يك هفته زود تر از گوساله هاي شاهد از شير گرفته شدند و در تيمار آسپرژيلوس اريزا مقاد‎ ير پروپيونات و استات، كل باكتري هاي بي هوازي همي سلولوتيك، پكتينوليتيك و سلولوتيك بيشتر از گروه شاهد بود.

 

علت تفاوت در نتايج

در گزارشات ارائه شده در مورد اثرات آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر توان توليدي و مصرف خوراك و افزايش وزن تفاوت هايي مشاهده مي شود. برخي از پژوهش ها اثرات مثبت اين مواد را مربوط به اوايل زايش مي دانند، به همين دليل اكثر آزمايشات در استفاده از اين مواد در اوايل زايش انجام شده است. پژوهش هاي انجام شده بر روي اين مواد در شرايط متفاوت از يكديگر انجام شده است. پژوهش ها بر روي گاوهاي شيري نشان داد كه اين مواد سبب افزايش قابل توجهي در توليد شير شده اند. استفاده از كشت مخمر در جيره گوساله هاي پرواري كه با جو تغذيه شده بودند افزايش وزن  19 درصدي را نشان داده است. در حاليكه پاسخ نرهاي پرواري تغذيه شده با سيلاژ در حد اشتها به علاوه 2 كيلوگرم كنسانتره فقط افزايش 7/6 درصدي را در رشد روزانه نشان داده است. در مروري بر آزمايشات انجام شده براي ارزيابي اين مواد در توليد گاوهاي شيري نشان داده شده كه جيره هاي بر پايه سيلاژ ذرت نسبت به جيره هاي بر پايه سيلاژ گراس اثر بهتري بر توليد داشته اند. ويليامز (1991) وقتي از جيره هايي با نسبت 40 به 60 علوفه به كنسانتره استفاده كرد، افزايش 17 درصدي را در توليد شير مشاهده نمود، ولي زماني كه نسبت علوفه را در جيره بالا برد، پاسخ توليد به 14 درصد رسيد. همچنين وقتي در جيره از گندم و يونجه استفاده شد، توليد شير افزايش داشت در حاليكه با جايگزين كردن ذرت به جاي گندم اثري بر توليد ديده نشد. به طور كلي پاسخ هاي متفاوتي در استفاده از آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه در جيره هاي گاوهاي شيري و گوساله هاي شير خوار مشاهده شده است. به طوري كه برخي از آزمايشات اثرات مثبتي را با افزودن اين مواد بر روي مصرف خوراك و توليد شير نشان داده اند، ولي در تعدادي از پژوهش ها چنين پاسخ هايي مشاهده نشده است. در يك پژوهش اثر كشت مخمر روي عملكرد گوساله هاي جوان مورد بررسي قرار گرفت، در اين آزمايش هيچ يك از صفات مورد بررسي از جمله تخمير شكمبه، مصرف خوراك وافزايش وزن روزانه تحت تاثير كشت مخمر قرار نگرفت. اما در پژوهش مارش (2002) كه بر روي گوساله ها انجام داد، افزايش معني داري در پارامترهاي مورد بررسي مشاهده شد. همانطور كه بيان شد پاسخ هاي گوساله ها و گاوهاي شيري به اين فراورده ها متفاوت مي باشد. به دليل وجود اين تفاوت در نتايج آزمايشات، پايوا (1993) پيشنهاد كرد كه عواملي همچون مرحله شيردهي، نوع علوفه، شيوه خوراك دهي، نسبت علوفه به كنسانتره و نوع جيره در بروز اين تفاوتها موثر مي باشند. همچنين وجود گونه هاي بسيار متنوع از كشت مخمر مي تواند دليل ديگري براي تفاوت در نتايج باشد، به طوري كه هنوز بين سويه هاي موجود اين مواد بهترين گونه از جهت فعاليت پروبيوتيكي مشخص نشده است. با اين وجود در طي آزمايشاتي كه تا سال 1990 انجام شده، در 55 درصد از پژوهش ها افزايش توليد شير گزارش شده است

 

مقدمه

فراورده هاي ميكروبي يا پروبيوتيكها از كلمه يوناني پرو‎بيوس كه در لغت به معناي حمايت از حيات است،  گرفته شده است. اين عبارت براي توصيف افزودنيهاي زنده ميكروبي كه به خوراك افزوده مي شوند، بكار مي رود، كه قادرند با ايجاد يك تعادل ميكروبي در جمعيت فلور روده و پيشگيري از عفونت هاي گوارشي اثر مثبتي روي بهبود عملكرد حيوان و افزايش رشد دام و طيور داشته باشند. از مهمترين مزاياي اين فراورده ها اين است كه پس از وارد شدن به سيستم گوارشي دام و طيور در بافتهاي بدن باقي نمانده و بر خلاف آنتي بيوتيكها هيچ گونه مقاومت ميكروبي پس از مصرف آن ايجاد نمي شود. هدف از استفاده اين فراورده ها متاثر كردن فعاليت ميكروبي دستگاه گوارش يا به عبارت ديگر بهبود وضعيت سلامتي، رشد و عملكرد حيوان مي باشد. اولين ميكروارگانيسم هايي كه به طور رايج در خوراك دام استفاده شده اند، شامل باكتريهاي لاكتوباسيل، انتروكوكوس، استرپتوكوكوس، بيفيدوباكتريوم و گونه هاي باسيلوس بودند.

از قارچها و مخمرها هم به عنوان پروبيوتيك از دهه گذشته استفاده شده است. در سال 1989 به جاي واژه پروبيوتيك از واژه تغذيه مستقيم ميكروبي استفاده شد كه در آن منبعي از ميكروارگانيسم هاي زنده قابل زيست همانند باكتري ها، قارچها و مخمرها وجود داشت. هر يك از افزودني هاي ميكروبي فوق از مكانيسم خاصي بر خوردار بوده و اثرات مخصوص به خود را دارند. افزودني هاي باكتريايي بر روده اثر گذاشته و سبب برقراري ميكروفلور خوش خيم مي شوند و با اين عمل از جمعيت ميكروبهاي مضر همانند اشريشياكلي و سالمونلا كاسته مي شود.

افزودنيهاي غير باكتريايي يعني قارچها و مخمرها  بيشتر در تغذيه گاوهاي شيري، پرواري و گوسا‎ له هاي شير خوار استفاده شده اند. اين مواد بيشتر بر روي تخمير شكمبه اثر گذاشته و سبب تغيير الگوي آن در جهت استفاده از متابوليت هاي موجود در شكمبه مي شوند. بابهبود وضعيت الگوي تخمير بر ميزان توليد و رشد افزوده مي شود. همچنين مخمرها بر ابقاء آهن، روي، مس و پتاسيم اثر مثبتي دارند و در كاهش روزهاي بيماري موثر هستند. باوجود آزمايشات متعدد بر روي پروبيوتيك ها نتايج حاصل از تحقيقات در شرايط آزمايشگاهي و مزرعه اي بر روي عملكرد حيوانات متفاوت بوده است. تعدادي از پژوهشها بهبود در افزايش وزن، توليد شير و افزايش كل قابليت هضم را نشان داده اند، اما پژوهشهاي ديگر چنين اثراتي را نشان نداده اند.

استفاده از پروبيوتيك ها در گوساله هاي شيرخوار در چند سال گذشته مورد توجه قرار گرفته است. در واقع هدف كلي از استفاده از فراورده هاي ميكروبي پرورش بهتر و دست يابي به عملكرد بالاتر  و سلامتي گوساله در دوران شير خوارگي است.

پرورش موفق گوسا له هاي شيرخوار از زمان تولد تا زمان از شير گيري مستلزم توجه به عوامل مربوط به سلامتي مادر، گوساله، تميزي محيط پرورش، خوراندن آغوز با رعايت استاندارد‎ ها و تغذيه مناسب بعد از دادن آغوز مي باشد. مرگ و مير و بيماري در اين دوره از مشكلات مهم گاوداري صنعتي مي باشد، به طوري كه با عدم رعايت توصيه ها تلفات افزايش و سود به حداقل مي رسد. اكثر بيماريها در گوساله هاي شير خوار در چند هفته اول شايع مي باشد و دليل آن عدم مصرف آغوز مناسب و فضاي نامناسب پرورشي است. بطور ميانگين يك گاو شيري در حدود چهار دوره شيردهي در گله توليد شير مي كند، با در نظر گرفتن مرگ و مير گوساله ها و ساير تلفات بايد 30 درصد از گله شيري هر ساله با تليسه هاي خوب جايگزين شود. اگر 50 درصد از تمام گوساله هاي تازه متولد شده ماده باشند، بايستي حدود 75 درصد از اين تعداد گوساله براي حفظ گله پرورش يابند.

مرگ و مير در گوساله ها به عوامل مختلفي بستگي دارد، به طوري كه سقط، مرده زايي و نقايص مادر زادي 3-2 درصد از مرگ و ميرها را شامل مي شود، اسهال حاد، 75 درصد از مرگ و ميرها را در گوساله هاي نوزاد تشكيل مي دهد.

اسهال يكي از مهمترين بيماري هاي عفوني در پرورش گوساله محسوب مي شود كه خسارات زيادي بر سيستم پرورشي تحميل مي كند. ميكروارگانيسم هاي متفاوتي در روزهاي مختلف ماه هاي اول زندگي سبب بروز اسهال مي شوند. به طوري كه باكتري اكولاي در 5-3  روزگي، كروناويروس در 15-5 روزگي و سالمونلا در 30-15 روزگي و كوكسيد وز از سنين بالاي يك ماهگي تا يك سالگي گوسا له ها را مبتلا مي كند.

 

برقراري باكتري ها در شكمبه

شكمبه گوساله تازه متولد شده عاري از باكتري است، ولي با گذشت زمان تعدادي از باكتريهاي هوازي وارد شكمبه مي شوند. پس از مصرف خوراك، برقراري باكتري ها صورت مي گيرد. تعداد كل باكتري ها در هر ميلي ليتر مايع شكمبه معمولا تغيير نمي كند، ولي نوع باكتري ها با شروع مصرف ماده خشك تغيير مي كند. اين امر سبب تغييرات اساسي در باكتري هاي هوازي و جايگزيني باكتري هاي بي هوازي مي شود. گوساله هايي كه علوفه مصرف مي كنند، باكتري هاي متفاوتي نسبت به گوساله هايي كه غلات مصرف مي كنند، دارند. برقراري باكتريها در شكمبه به طور مقدماتي با مصرف جيره خشك صورت مي گيرد.

اثر اسهال بر متابوليسم گوساله

 

1-مصرف خوراك

به طور كلي با ايجاد ناراحتي هاي عفوني و گوارشي  از ميزان مصرف خوراك به طور قابل توجهي كاسته مي شود. بنابراين اسهال سبب كاهش مصرف خوراك شده و به همين دليل سطح اجسام كتوني در سرم گوسا له مبتلا به اسهال بالاست.

اتلاف الكتروليت ها

با بروز اسهال مقاد ير قابل توجهي از الكتروليت ها از طريق مدفوع آبكي دفع مي شود. اسهال سبب كاهش شديد ويتامين هاي محلول در چربي مي شود. با بروز اسهال انتقال الكتروليت ها از خون به درون روده صورت مي گيرد، در اين زمان حركت آب و بويژه پتاسيم از داخل سلول ها به درون خون افزايش مي يابد. سديم، كلر و بيكربنات به مقدار زيادي از طريق مدفوع دفع مي شوند وليكن اتلاف پتاسيم از اين طريق حداقل است. بنابراين محلول هاي جبراني بايد حاوي سديم بالا و پتاسيم پايين باشند.

 

اسيدوزيس

خروج بيكربنات از طريق مدفوع و تجمع اجسام كتوني به دليل كاهش مصرف خوراك  و اتلاف انرژي از طريق مدفوع در زمان وقوع اسهال سبب ايجاد اسيدوز متابوليك و كاهش pH خون مي شود. اسيدوز سبب مقاومت عروق در برابر جريان خون شده و به تبع  باعث ضعف در وظايف قلب مي شود. اسيدوز در طي روزهاي 14-7 اول زندگي توسعه بيشتري نسبت به روزهاي ديگر دارد.

 

اتلاف مايعات

مقدار آب بدن گوساله در سن كمتر از 15 روزگي 801 ميلي ليتر در هر كيلوگرم وزن زنده مي باشد. اسهال سبب كاهش آب كل بدن از جمله آب سلولي و پلاسمايي مي شود. بيشترين تغيير در آب پلاسما رخ مي دهد كه در حدود 4/11 درصد كاهش مي يابد. اتلاف آب از طريق مدفوع در گوساله هاي سا لم 88/0ليتر در روز است، ولي در گوساله هاي مبتلا به اسهال اتلاف آب به 3-2 ليتر در روز مي رسد.

 

كمبود گلوكز

در گوسا له هاي مبتلا به اسهال كمبود گلوكز در خون نيز مشاهده شده است. دليل اين امر احتمالا كاهش مصرف خوراك و عدم تامين نيازهاي غذايي گوساله است. كاهش سطح گلوكز خون سبب كاهش انسولين در خون مي شود. دليل ديگر كمبود گلوكز خون، سموم توليدي توسط باكتري اكولاي است كه احتمالا بر عمل گلوكونئوژنز اثر منفي مي گذارد.

 

اتلاف مواد معدني

در گوساله هاي مبتلا به اسهال كلي باسيلي غلظت آهن در روده كوچك افزايش مي يابد وليكن سديم، موليبديوم، مس، روي و سولفات كاهش مي يابد. در ژوژنوم غلظت منيزيم كاهش ولي غلظت فسفر غير آلي افزايش مي يابد. و در كبد غلظت كبالت، آلومينيوم، كلسيم و منيزيم كاهش مي يابد.

 

وضعيت هورموني

آلدوسترون پلاسما با سديم پلاسما رابطه منفي دارد. در زمان تولد غلظت اين هورمون بالا مي باشد و به دنبال آن در سن 20  روزگي كاهش مي يابد. در زمان اسهال افزايش قابل توجهي در غلظت آلدسترون پلاسما مشاهده مي شود، كه براي مقابله با اتلاف بيشتر سديم و آب است. در زمان اسهال اتلاف سديم از طريق ادرار حداقل است، كه به دليل غلظت بالاي آلدوسترون است. همچنين غلظت بالاي كورتيكوستروئيد در گوساله هاي اسهالي بالا مي باشد، احتمالا اين امر به وضعيت انرژي مربوط مي شود.

تقسيم بندي پروبيوتيك ها

 

پروبيوتيك هاي باكتريايي

باكتري هاي مورد استفاده در اين فراورده بيشتر باكتري هاي توليد كننده اسيد لاكتيك مي باشند. با فعاليت اين باكتري ها در روده اسيد لاكتيك توليد مي شود و در نتيجه pH محيط روده كاهش يافته و در نتيجه سبب توقف رشد باكتري هاي مضر از جمله باكتري اكولاي مي شوند. باكتري هايي كه خاصيت پروبيوتيكي دارند شامل لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس، بيفيدوباكتريوم، انتروكوكوس فاسيوم، لاكتوباسيلوس كازيي و لاكتوباسيلوس بوليگاريكوس مي باشد.

 

2- پروبيوتيك هاي غير باكتريايي

پروبيوتيك هاي غير باكتريايي خود به دو گروه مخمر و قارچ تقسيم مي شوند. اين دو پروبيوتيك از نظر فعاليتي، مشابه مي باشند.

 

2-1- ساكاروميسس سرويسيه

اساس كشت مخمر بر ساكاروميسس سرويسيه است. اين ماده فراورده خشك از مخمر و محيط كشت آن است. بعد از خشك كردن سلول هاي آن قابليت احياء شدن و ظرفيت تخمير را دارند. ساكاروميسس سرويسيه به رنگ كرم و به صورت دانه هاي ريز مي باشد و سلولهاي قابل احياء آن با واحدهاي كلني تشكيل شده بيان مي شود.

 

2-2 آسپرژيلوس اريزا

آسپرژيلوس اريزا يك فراورده قارچي است، تهيه آن بر اساس آسپرژيلوس نايجر و پنسليوم sp است. پاسخ هاي حيوان به آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه عموما مشابه بوده است.

 

علت استفاده از پروبيوتيك ها در گوساله

به دليل وجود بيماري هاي شايع در گوساله هاي نوزاد و علاقه براي پيشگيري از ابتلاء به اين گونه بيماري ها و افزايش بازده در توليد، از پروبيوتيك ها به عنوان افزودني هاي كمكي در جهت حفظ فعاليت سيستم ايمني و براي جلوگيري از بيماري هايي مانند اسهال و بهبود افزايش وزن استفاده مي شود.

 

اثرات پروبيوتيك هاي باكتريايي بر روده

مهمترين محل فعاليت پروبيوتيك هاي باكتريايي، روده است. باكتري هاي پروبيوتيكي به عنوان قواي كمكي وارد روده شده و در آنجا تكثير، و محيط مناسب از نظر فعاليت هضمي و جذبي ايجاد مي كنند.

 

جلوگيري از عفونت هاي روده اي

توليد اسيد لاكتيك

پروبيوتيك هاي باكتريايي با توليد اسيد لاكتيك باعث افزايش اسيديته در روده شده و به تبع سبب تخريب آنزيم هاي موثر در انتقال مواد به داخل سلول باكتري شده و پاتوژن را دچار تحول شديد مي كند. در حضور اسيد، پاتوژن ها يا بايد از ورود يون هيدروژن به داخل سلول جلوگيري كنند و يا بايد قادر به خارج كردن يون هيدروژن وارد شده باشند. ولي به دليل عدم كارايي پاتوژن ها در اين مورد يون هيدروژن در داخل سلول تراكم يافته و سبب افزايش اسيديته مي شود و در نهايت باكتري از بين مي رود. با وجود اينكه پاتوژن ها به اسيديته حساس هستند ولي باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك در اين شرايط به رشد خود ادامه داده و اسيد بيشتري توليد مي كنند. بررسي اثر لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس بر روي 66 بچه خوك نشان داد كه اين باكتري به طور قابل توجهي سبب كاهش باكتري استافيلوكوكوس در خوك هاي مورد بررسي شده است. توان توليد اسيد لاكتيك در گونه هاي مختلف باكتري هاي اسيد لاكتيك مشابه نيست. به طوري كه همه اين باكتري ها اثر بازدارندگي بر رشد پاتوژن ها ندارند. لاكتوباسيلوس فاسيوم، لاكتوباسيلوس كازيي و لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس از مهمترين باكتري هاي پروبيوتيكي هستند. بيفيدوباكترها نيز قادر به توليد اسيد لاكتيك هستند، ولي بيشتر اثر آنها به واسطه توليد اسيد استيك است. از ميان اسيدهاي كوتاه زنجير، اسيد استيك بيشترين اثر را بر باكتري هاي گرام منفي دارد.

 

تشكيل كلني در اپيتليال روده

توانايي باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك براي مقابله با پاتوژن ها و مكان هاي تشكيل كلني در روده اغلب به عنوان يك مكانيسم عمل براي اين باكتري ها پيشنهاد شده است. كلني شدن اين باكتري ها در روده از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا اين باكتري ها براي فعاليت خود بايد به ديواره روده متصل شوند، به طوري كه همبستگي مثبتي بين اتصال آنها به ديواره و كاهش بيماري هاي روده اي وجود دارد.

 

توليد متابوليتهاي بازدارنده

باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك علاوه بر توليد اسيد لاكتيك، قادر به توليد متابوليت هاي ديگر بازدارنده رشد پاتوژن ها هستند. اين متابوليت ها شامل پراكسيد، دي استيل، آمونيوم،اسيدهاي چرب و پروتئين هاي ضد ميكروبي مي باشند. اين متابوليت ها تنها در pH پايين قادر به اثر گذاري بر پاتوژن ها مي باشند. پراكسيد هيدروژن قادر است از ر‎شد باكتري هاي اكولاي، سالمونلا تيفيموريوم، استافيلوكوكوس اورئوس و ليستريا مونوسايتوژن جلوگيري كند.

 

فعاليت ضد سرطاني

اثرات ضد سرطاني باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك به اثبات رسيده است. فعاليت ضد سرطاني اين باكتري ها ظاهرا در نتيجه توليد تركيبات خاص توسط باكتري هاي مورد بحث مي باشد. نشان داده شده كه بكارگيري فراورده هاي لبني كشت شده با لاكتوباسيلوس سبب كاهش فعاليت آنزيم هاي ايجاد كننده در قولون مي شود. استفاده از اين باكتري ها سبب كاهش فعاليت آنزيم هاي سرطانزاي بتا گلوكورونيداز و نيترو ردوكتاز مي شود. باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك سبب افزايش فعاليت ماكروفاژها شده و از اين طريق قادر به كاهش سلول هاي سرطاني مي شوند.

 

اثر بر كلسترول خون

اگر چه كم شدن كلسترول خون در حيوانات اهلي از اهميت خاصي برخوردار نيست، ولي اين مورد در انسان حائز اهميت است.ميكروفلور روده قادر است بر ميزان كلسترول خون اثر بگذارد. حيوانات اهلي (داراي فلور ميكروبي روده) نسبت به حيواناتي كه عاري از فلور ميكروبي هستند، در مدفوعشان كلسترول بيشتري وجود دارد. حيواناتي كه عاري از فلور ميكروبي هستند دو برابر حيوانات عادي در خونشان كلسترول وجود دارد. اين مورد بيانگر آن است كه فلور ميكروبي در روده در جذب كلسترول از روده تداخل ايجاد مي كنند.

وجود باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك در روده سبب كاهش كلسترول خون مي شود. اين باكتري ها با تداخل در جذب كلسترول و مصرف آن سبب افزايش كلسترول مدفوع مي شوند. در آزمايشات حيواني ثابت شده است كه شير حاوي لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس سبب كاهش كلسترول خون افراد مورد آزمايش نسبت به گروه كنترل شده است. همچنين در موشها نيز اين باكتري ها سبب كاهش كلسترول خون شده اند.

 

اثر برسيستم ايمني

سيستم ايمني در مهره داران شامل چندين ارگان و سلول است، كه توانايي تشخيص پاتوژن ها را داشته و قادر به از بين بردن آنها مي باشد. ارگانهاي سيستم ايمني شامل مغز استخوان، تيموس، طحال، گره هاي لنفاوي و سلول هلي ايمني (لوكوسيت ها) مي باشند.

ميكروارگانيسم هاي معيني قادرند سبب تقويت سيستم ايمني شوند. تحريك سيستم ايمني غير فعال حداقل سودي است كه از باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك حاصل مي شود.  لاكتوباسيلوس و بيفيدوباكتريوم سبب بهبود وضعيت سيستم 印ايمني غير اكتسابي به واسطه افزايش فعاليت فاگوسيت در گرانولوسيت ها مي شود.

 

ماست به عنوان يك پروبيوتيك

ماست فراورده تخميري شير مي باشد كه از رشد باكتري هاي لاكتوباسيلوس دلبروكيspp بوليگاريكوس و استرپتوكوكوس ترموفيلوس در شير گرم بدست مي آيد. علاوه بر دو باكتري فوق باكتري هاي ديگر مانند لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس و استرپتوكوكوس لاكتيس نيز در ماست يافت مي شوند. به دليل وجود اين باكتري هاي مفيد، ماست به عنوان يك پروبيوتيك مطرح مي باشد. ماست قادر به تحريك سيستم ايمني در مقابل پاتوژن ها است. با توجه به اينكه باكتري هاي موجود در ماست توانايي كلني شدن  و يا زنده ماندن در روده را در حد بالايي ندارند، بنابراين در كشورهاي اروپايي به ماست باكتري هاي مكمل پروبيوتيكي مي افزايند، تا توان ماست را براي تقويت سيستم ايمني افزايش دهند. مصرف لاكتوباسيلوس بوليگاريكوس در جيره گوساله هاي شير خوار سبب بهبود افزايش وزن و مصرف خوراك شده است. نتايج پژوهشها روي باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك نشان داده كه اين باكتري ها قادر به تحريك سيستم ايمني بوده و در اين ميان لاكتوباسيلوس كازيي بيشترين اثر را دارد. در بررسي اثر ماست و باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك بر سيستم ايمني موش ها نشان داده شد كه لاكتوباسيلوس كازيي و لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس و ماست به طور معني داري سبب افزايش تعداد سلول هاي ايمنوگلوبولين نوع A و دوزهاي ترشحي اين آنتي بادي شده است.

پرديگون و همكاران (1991) اثر لاكتوباسيلوس كازيي، لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس و ماست را بر روي عفونت سالمونلا تيفيموريوم مورد بررسي قرار دادند. در اين آزمايش باكتري هاي پروبيوتيكي به همراه پاتوژن  فوق به موش ها خورانيده شدند. نتايج اين آزمايش نشان داد كه لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس اثر پيشگيرانه بر پاتوژن فوق ندارد و لاكتوباسيلوس كازيي هم اثر معني داري نداشته ولي ماست اثر مطلوبي بر پيشگيري از عفونت داشته است. تمام نتايج در مورد بهبود سيستم ايمني در پاسخ به پروبيوتيك ها مربوط به افزايش ايمنوگلوبولين نوع A در روده بوده و سبب تقويت سيستم ايمني در ناحيه روده مي شود. همچنين پژوهش ها در مورد ماست نشان داده كه اين ماده سبب كاهش تومورهاي سرطاني در روده مي شود.

 

اثر پروبيوتيك هاي غير باكتريايي بر متابوليسم شكمبه

پروبيوتيك هاي غير باكتريايي شامل ساكاروميسس سرويسيه و آسپرژيلوس اريزا مي باشند. اين دو مكمل اثرات تقريبا مشابهي بر عملكرد حيوان دارند و پارامترهاي مشابهي در برسي اثرات آن برحيوان مورد مطالعه قرار مي گيرند.از آنجايي كه اين مواد بر متابوليسم شكمبه، به واسطه اثر بر تعدادي از باكتري هاي شكمبه، اثر دارند، بررسي باكتري هايي كه نقش اصلي را در عمل اين فراورده ها دارند، لازم مي باشد.

 

سلنوموناس روميننتيوم

اين باكتري در حيواناتي كه جيره هاي پرغلات مصرف مي كنند بيشترين تعداد را دارد، و مقدار آن به طور متوسط 51-22 درصد از كل باكتري هاي زنده محيط شكمبه را تشكيل مي دهد. سلنوموناس روميننتيوم يك باكتري گرام منفي  و عموما بي هوازي است، ولي تعدادي از گونه هاي آن به اكسيژن مقاوم هستند، اگر چه اين مقاومت ناچيز است. اكثر گونه هاي اين باكتري از لاكتات و گليسرول به عنوان سوبستريت استفاده مي كنند. رشد اين باكتري وابسته به منابع انرژي است اما اغلب احتياج به ان- والرات، دي اكسيد كربن و ويتامين هاي گروه ب دارد. اكثر گونه هاي اين باكتري با دامنه گسترده اي قندها را تخمير مي كنند. ولي بر سلولز و پكتين بي اثر هستند. سلنوموناس روميننتيوم به مقدار خيلي كم در محيط كشت خالص، هيدروژن توليد مي كند. مدارك نشان مي دهد كه اين باكتري قادر به مصرف هيدروژن توليد شده توسط باكتري هاي شكمبه مي باشد. بنابراين از غلظت يون هيدروژن در شكمبه كاسته و سبب افزايش pH مي شود. از طرف ديگر اين باكتري مصرف كننده اصلي لاكتات است و آن را به پروپيونات تبديل مي كند. سلنوموناس روميننتيوم به كاهش pH حساس است و به سرعت از بين مي رود، ولي به موننسين به دليل داشتن‎ دو ديواره مقاوم مي باشد.

 

مگاسفرا السيدني

اين باكتري گرام منفي بوده و يك باكتري اصلي در حيوانات جوان است و در حيواناتي كه غلات زيادي مصرف مي كنند به تعداد زياد يافت مي شود. اين باكتري نيز مصرف كننده لاكتات بوده و آن را به بوتيرات، پروپيونات، والرات و دي اكسيد كربن تبديل مي كند. نقش اين باكتري تخمير ال و دي لاكتات در شكمبه است. همچنين نقش مهمي در توليد اسيدهاي چرب شاخه دار دارد. اين مكانيسم شامل دآميناسيون و دكربوكسيلاسيون اسيدهاي آمينه شاخه دار(لوسين، ايزولوسين و والين) است. اين باكتري به كاهش pH حساس نبوده ولي قدرت تطابق كمي دارد و به سرعت قادر به رشد در pH پايين نبوده و نمي تواند حجم زياد لاكتات توليدي را مصرف كند.

 

مصرف لاكتات در حضور دي كربوكسيليك اسيدها

مالات و آسپارتات دو دي كربوكسيليك اسيد مهم مي باشند، كه داراي   چهار كربن بوده و در واكنش هاي بيولوژيك يافت مي شوند و يك سوبستريت مهم در سيكل اسد سيتريك و همچنين يك حد واسط در مسير سوكسينات- پروپيونات مي باشند. باكتري سلنوموناس روميننتيوم با برداشت اين متابوليت سبب تحريك توليد پروپيونات مي شود. پژوهش ها نشان داده كه رشد گونه سلنوموناس روميننتيومHD4 به ال- آسپارتات، دي اكسيدكربن،P- آمينوبنزوئيك اسيد و بيوتين در محيط كشت حاوي اسيد لاكتيك و نمك وابسته است. در ضمن ال- مالات مي تواند جايگزين ال- آسپارتات براي رشد سلنوموناس روميننتيوم گردد. رشد سلنوموناس روميننتيوم در محيط كشت حاوي دو گرم ال- لاكتات در ليتر با حضور 10 ميلي مول آسپارتات و يا مالات دو برابر مي شود، چنانچه لاكتات از محيط حذف شود، اين رشد متوقف مي شود. آسپارتات و فومارات برداشت لاكتات را توسط سلنوموناس روميننتيوم تا 4 برابر افزايش مي دهند ولي مالات برداشت لاكتات را تا 10 برابر افزايش مي دهد. در حضور 10 ميلي مول مالات برداشت لاكتات حداكثر مي شود (غلظت بالاتر اثر چنداني ندارد). علاوه بر آن وجود سديم در تحريك جذب لاكتات در حضور مالات نقش دارد. در مجموع پيشنهاد مي شود كه مالات و سديم در برداشت لاكتات از محيط شكمبه توسط سلنوموناس روميننتيوم اهميت خاصي دارد. به دليل وجود مالات در پروبيوتيك هاي غير باكتريايي اين مواد در مصرف لاكتات نقش دارند. مكمل كردن ساكاروميسس سرويسيه در جيره گوساله هايي كه جيره آنها بر پايه غلات و علوفه خشك بوده نشان داده است كه اين پروبيوتيك سبب ثابت ماندن pH  شكمبه گوساله شده است. در ضمن در اين گوساله ها غلظت اسيد لاكتيك پايين بود. آزمايش بر روي آسپرژيلوس اريزا در همين زمينه نتايج مشابهي را نشان داده است. عصاره تخميري آسپرژيلوس اريزا  برداشت لاكتات را در تمام غلظت هاي مورد آزمايش شده تحريك كرده است. همچنين ساكاروميسس سرويسيه نيز همانند آسپرژيلوس اريزا برداشت ال- لاكتات را در غلظت هاي بين 10- 5/2 گرم در ليتر تحريك كرده است. در صورتي كه به محيط فاقد سلنوموناس روميننتيوم اين دو افزودني اضافه شود، برداشت لاكتات تغييري نمي كند. علت تحريك برداشت لاكتات توسط اين مواد وجود دي كربوكسيليك (مالات) در اين دو افزودني است. در ضمن اين دو افزودني حاوي فاكتورهاي رشد، از جمله فومارات، p- آمينوبنزوئيك اسيد، ويتامين هاي گروه ب، به ويژه بيوتين و اسيد هاي آمينه مي باشند كه بر روي رشد باكتري سلنوموناس روميننتيوم موثر هستند. مارتين و همكاران (2000) اثر مكمل مالات را بر روي تخمير لاكتات توسط سلنوموناس روميننتيوم د رمحيط كشت مورد بررسي قرار دارند و مشاهده كردند كه پس از گذشت 24 ساعت ، مالات سبب مصرف مقدار زيادي از لاكتات شده است. اين مطالعه از پژوهش هاي پيشين مبني بر اين كه مالات سبب تحريك برداشت لاكتات تا 10 برابر مي شود،  حمايت كرد.

 

اثر آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر جمعيت ميكروبي شكمبه

ساكاروميسس سرويسيه و آسپرژيلوس اريزا قادرند سبب تغييرات در جمعيت ميكروبي شكمبه شوند. اين امر احتمالا به علت بهبود جريان پروتئين ميكروبي به دئودنوم مي باشد. اين سوال مطرح است كه آيا افزايش باكتري ها در نتيجه افزايش توده ميكروبي است و يا اينكه افزايش در نسبت باكتري هاي زنده بدون تغيير در توده ميكروبي است. فقط در يك مطالعه افزايش محتواي باكتري هاي زنده با دادن كشت مخمر گزارش شده است. معمولا افزايش در جمعيت باكتريايي در باكتري هاي سلولوتيك. و باكتري هاي مصرف كننده لاكتات مشاهده مي شود، كه افزاينده pH شكمبه مي باشند. با افزايش توده ميكروبي و حضور سوبستريت رشد باكتري ها افزايش مي يابد. توده ميكروبي سبب بهبود هضم خوراك و تامين انرژي براي رشد باكتري ها و پروتو زآ و افزايش جريان پروتئين ميكروبي به دئودنوم مي شود. نيو بولد(1998) با استفاده از يك تخمير كننده مشابه شكمبه اثرات كشت مخمر را بر روي جمعيت ميكروبي بررسي كرد. در اين پژوهش از جمعيت پروتوزآ به طور معني داري كاسته شده ولي بر جمعيت باكتري هاي سلولوتيك تا 49 درصد و محتواي باكتريايي تا 25 درصد و جمعيت باكتري هاي سلنوموناس روميننتيوم افزايش ديده شد. اگر چه اين مقادير از نظر آماري معني دار نبود. افزودن آسپرژيلوس اريزا به جيره گاوهاي شيري نشان داد كه اين مكمل سبب افزايش 100-50 درصدي در جمعيت باكتري هاي شكمبه شده است، وليكن اثري روي پروتوزآ ديده نشد). همچنين افزودن مكمل ساكاروميسس سرويسيه در گاوهاي شيري سبب افزايش 60 درصدي در جمعيت باكتري ها شده است. هريسون و همكاران (1988) با 6 گاو هلشتاين فيستوله گذاري شده اثر كشت مخمر را بر روي متابوليسم شكمبه و قابليت هضم ظاهري مورد بررسي قرار دادند. در اين آزمايش جيره ها شامل سيلاژ ذرت (40 درصد) و كنسانتره (60 درصد) بود.

 

در گاوهايي كه كشت مخمر دريافت كرده بودند pH شكمبه، آمونياك، استات، ايزو والرات و نسبت استات به پروپيونات كمتر و پروپيونات بيشتر از گاوهاي كنترل بود. همچنين غلظت باكتري هاي بي هوازي و باكتري هاي سلولوتيك در گاوهاي دريافت كننده كشت مخمر از گروه كنترل بيشتر بود. چيكويت (1998) با افزودن ساكاروميسس  سرويسيه و آسپرژيلوس اريزا به جيره گاوهاي پرواري تغييراتي در ماده آلي و محتواي نيتروژن اجزاء باكتري ها و نسبت مولار اسيدهاي چرب فرار مشاهده نكرد. قرباني و همكاران (2002) اثرات پروبيوتيك هاي باكتريايي را بر روي تخمير شكمبه اي و جمعيت ميكروبي گاوهاي مورد بررسي قرار دادند. در اين آزمايش از پروپينوباكتريوم p15  و انتروكوكوس فاسيوم به عنوان پروبيوتيك استفاده شد. نتايج نشان داد كه هيچ اثري بر روي ماده خشك مصرفي و pH ديده نشد، ولي در تيمار حاوي انتروكوكوس فاسيوم به طور عددي از مقدار باكتري هاي استرپتوكوكوس بويس (توليد كننده اسيد لاكتيك) كاهش ديده شد.

 

اثرات ساكاروميسس سرويسيه و آسپرژيلوس اريزا بر هضم فيبر

پژوهش هاي زيادي درباره اثر اين دو ماده افزودني ميكروبي بر هضم فيبر در شكمبه گاوهاي شيري و گوسا‎ له ها انجام شده است. به طور كلي با افزودن ساكاروميسس سرويسيه به جيره افزايش در سرعت هضم فيبر مشاهده شده است. ساكاروميسس سرويسيه سبب افزايش pH در جيره هاي پر كنسانتره شده و از اين طريق بر هضم فيبر اثر مي گذارد. در تعدادي از اين پژوهش ها در هضم فيبر بهبود هايي مشاهده شده است. ولي در تعدادي نيز اين اثرات مشاهده نشده است.آسپرژيلوس اريزا نيز همانند ساكاروميسس سرويسيه سبب افزايش سرعت هضم فيبر مي شود. در واقع توانايي آسپرژيلوس اريزا براي تحريك هضم در شرايط آزمايشگاهي نيازمند علوفه است. آسپرژيلوس اريزا به واسطه تحريك رشد باكتري هاي سلولوتيك بر هضم فيبر اثر مي گذارد. ساكاروميسس سرويسيه و آسپرژيلوس اريزا در جيره هاي پر كنسانتره اي اثر مثبتي بر هضم فيبر مي گذارند، ولي زماني كه جيره به سمت علوفه زياد گرايش دارد اثر چنداني بر هضم فيبر با افزودن اين دو ماده مشاهده نمي شود. در واقع علت افزايش هضم فيبر در جيره هاي پر كنسانتره برداشت متابوليت هاي ايجاد كننده اسيدوز (اسيد لاكتيك) توسط اين مواد مي باشند. آسپرژيلوس اريزا علاوه بر اينكه حاوي مالات براي تحريك رشد باكتري هاي مصرف كننده لاكتات است، حاوي مقاديري از آنزيم هاي هضم كننده فيبر نيز مي باشد كه قادرند به فيبرها حمله كرده و آنها را هضم كنند. دادن همزمان اين دو فراورده در يك جيره اثرات بهتري نسبت به عرضه انفرادي هر يك دارد، به طوري كه بكار گيري اين دو ماده سبب افزايش قابليت هضم ماده خشك، پروتئين خام و همي سلولز شده و اين اثرات بيش از اثرات استفاده انفرادي هر يك بود. يان و همكاران (1996) اثرات آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه را به طور انفرادي و همزمان با جيره شاهد مورد بررسي قرار داغدند. جيره پايه شامل 5/32 درصد سيلاژ ذرت، 5/17 درصد يونجه خشك، 7/12 درصد كنجاله سويا، 5/35 درصد دانه ذرت و 2 درصد مكمل بود. تيمارهاي آزمايشي شامل، جيره پايه به علاوه 57 گرم ساكاروميسس سرويسيه، جيره پايه به علاوه 3 گرم آسپرژيلوس اريزا بود. نتايج نشان داد كه pH شكمبه، غلظت نيتروژن آمونيومي، غلظت اسيدهاي چرب فرار و هضم در بين تيمارها مشابه ولي در تيمار ساكاروميسس سرويسيه افزايش هضم ماده آلي، پروتئين خام و كاهش جريان ازت به روده وجود داشت. آسپرژيلوس اريزا نيز سبب تحريك باكتري هاي سلولوتيك و پروتئوليتيك شد. چيكوئيت و همكاران (1995) اثر اين دو فراورده را بر روي گاوهاي شيري و گوسا له هاي نر اخته شده بررسي كردند. در آزمايش اول اثر اين دو فراورده به تنهايي و همزمان بر روي قابليت هضم و تخمير شكمبه و محتواي باكتري هاي شكمبه مورد بررسي قرار گرفت. و در آزمايش دوم اثر اين مواد بر روي توليد و تركيب شير در گاوهاي شيري بررسي شد. افزودن آسپرژيلوس اريزا به تنهايي و يا با ساكاروميسس سرويسيه سبب تحريك تخمير شكمبه اي و بيشتر شدن غلظتهاي مولار استات و پروپيونات و كل اسيدهاي چرب فرار شد. در نتيجه pH در حيوانات دريافت كننده اسپرژيلوس اريزا و يا همراه با ساكاروميسس سرويسيه پايين بود، ولي در تيمار انفرادي آسپرژيلوس اريزا افزايش ازت آمونياكي در شكمبه مشاهده شد. در اين آزمايش هيچ تغييري در مصرف ماده خشك و قابليت هضم مشاهده نشد و توليد شير و مصرف خوراك به وسيله ساكاروميسس سرويسيه تحت تاثير قرار نگرفت. اگر چه اين دو فراورده به تنهايي و يا همراه با يكديگر سبب افزايش نسبت توليد شير به ماده خشك مصرفي شدند. در پژوهش ديگري كه توسط برترند (1997) انجام شد، عصاره آسپرژيلوس اريزا اثري بر روي تحريك هضم فيبر و توليد شير نداشت. ولي بر طبق گزارشات ميراندا و همكاران (1996) اين دو فراورده سبب افزايش هضم NDF يونجه در شرايط in situدر 48 ساعت انكوباسيون و افزايش پروپيونات شده است.

 

مكانيسم تحريك باكتري هاي شكمبه توسط آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه

آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه قادر به افزايش تعداد باكتري هاي شكمبه، افزايش سنتز پروتئين ميكروبي، افزايش هضم فيبر و تغيير نسبت مولار اسيدهاي چرب فرار هستند. در اينجا اين سوال مطرح است كه چگونه اين مواد در مقدار كم قادر به چنين تغييراتي هستند. مكمل ساكاروميسس سرويسيه سبب كاهش قابليت حل قندها در شكمبه مي شود. بر اساس توانايي ساكاروميسس سرويسيه براي مصرف قندها در دامنه بالا پيشنهاد شده كه كشت مخمر برتجمع قندها به طور مستقيم اثر دارد. برداشت اليگوساكاريدها به وسيله ساكاروميسس سرويسيه اثر سودمندي بر باكتري هاي سلولوتيك دارد. تعداد كمي از مخمرها در شكمبه رشد مي كنند، ولي بعيد به نظر مي رسد كه آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه توانايي رشد را داشته باشند. بنابراين فقدان رشد اين دو افزودني در شكمبه سبب رد فرضيه فعاليت متابوليكي اين مواد در شكمبه مي شود. آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه اثر مساعدي بر وضعيت  pH شكمبه مي گذارند و با توجه به اينكه مصرف جيره هاي پر كنسانتره اي براي حمايت از توليد لازم مي باشد، حيوان را مستعد ابتلاء به بيماري هاي متابوليكي مي كند. ويليامز (1991) پيشنهاد كرد كه افزايش pH شكمبه با مكمل كردن اين دو ماده به دليل كاهش غلظت لاكتات مي باشد. كاهش غلظت اسيد لاكتيك در چندين مطالعه به اثبات رسيده است. در مورد كاهش اسيديته شكمبه توسط اين مواد نظريه ظرفيت بافرينگ آنها قابل قبول نمي باشد، زيرا اين مواد فاقد ظرفيت بافرينگ مي باشند. نايبست (1991) پيشنهاد كرد كه وجود مالات در اين دو ماده دليل اصلي كاهش pH در شكمبه مي باشد. اين مورد توسط والاسي (1993) نيز مورد تائيد قرار گرفت.

عوامل مهمي كه در اين دو ماده وجود دارند و قادر به تغييراتي در محيط شكمبه مي باشند شامل مالات، ويتامين هاي گروه ب، به خصوص تيامين، نياسين و بيوتين كه در متابوليسم كربوهيدراتها در شكمبه نقش مهمي دارند و اثر اين ساكاروميسس سرويسيه بر مصرف اكسيژن در شكمبه مي باشد. به دليل عدم توسعه شكمبه گوساله هاي تازه متولد شده و مصرف غلات بالا در جيره آنها و احتمال بروز اسيدوز اين دو ماده با تغييراتي كه در روند تخمير شكمبه ايجاد مي كنند، قادر به بهبود شرايط شكمبه مي باشند (وجود ويتامين هاي گروه ب و برداشت لاكتات).

 

اثرات آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر ماده خشك مصرفي

مكمل كردن جيره با  آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه سبب افزايش ماده خشك مصرفي مي شود. بنابر همين فرضيه از اين مواد در دوره انتقال گاوهاي شيري براي افزايش مصرف خوراك در پژوهش ها استفاده مي شود. نوسك و همكاران (2003) اثر كشت مخمر و باكتري انتروكوكوس فاسيوم را بر عملكرد توليد و مصرف ماده خشك گاوهاي شيري در دوره انتقال مورد بررسي قرار دادند. نتايج او نشان داد كه اين دو فراورده در قبل از زايش اثري بر مصرف ماده خشك نداشته اند. وليكن در بعد از زايش مصرف ماده خشك و توليد شير در تيمارهاي حاوي اين مواد بيشتر از تيمار شاهد بود. البته هنوز در مورد مكانيسم عمل اين دو ماده بر مصرف خوراك بحث وجود دارد. اين دو ماده به طور مستقيم در مصرف ماده خشك اثر نمي گذارند، بلكه از طريق تغيير در بعضي از فاكتورهاي موثر بر مصرف خوراك مانند هضم فيبر، اسيديته و افزايش باكتري هاي سلولوتيك اثر خود را اعمال مي كنند.

 

خوراك هايي كه قابليت هضم كمي دارند با ماده خشك مصرفي رابطه منفي دارند، زيرا سرعت عبور اين مواد از شكمبه پايين است و عمل تخليه به كندي صورت مي گيرد. مصرف خوراك تحت تاثير زمان باقي ماندن آن در شكمبه، سرعت عبور و عوامل شيميايي مي باشد. مصرف ماده خشك تحت تاثير NDF و كنتيك هضم شكمبه اي و ماهيت تجزيه پذيري خوراك در شكمبه مي باشد. NDF يك همبستگي منفي به مقدار 65/0با مصرف ماده خشك خوراك دارد. NDF خوراك واسطه كندي در هضم و حجم زياد، اولين جزء جيره در محدود كردن خوراك است. پيشنهاد شده كه NDF مصرفي حد و مرز مصرف را تعيين مي كند. فيبر به دليل ايجاد محدوديت فيزيكي عامل مهمي در كاهش مصرف خوراك مي باشد. به خصوص در جيره هايي كه قابليت هضم آنها كم باشد. چنانچه اين اثر برداشته شود عامل محدود كننده مصرف از نظر فيزيكي حداقل مي شود. وجود گيرنده هاي فيزيكي در شكمبه و حساسيت آنها به فشار و حتي متابوليتهاي شيميايي سبب كنترل مصرف مي شود. گيرنده هاي شيميايي به اسيدهاي چرب فرار و pH حساسيت داشته و از اين طريق بر مصرف خوراك موثر هستند.از آنجا كه پژوهش ها بر روي آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه نشان داده كه اين مواد قادر به افزايش هضم فيبر به واسطه افزايش در باكتري هاي سلولوتيك مي باشند. برداشت عامل فيزيكي (فيبر) و افزايش سريع دانسيته مواد خوراكي در شكمبه سبب افزايش عبور مواد از شكمبه شده و به همين دليل سبب افزايش مصرف خوراك مي شود.

 

اسيديته شكمبه

اسيديته محيط شكمبه از مهمترين عوامل در مصرف ماده خشك مي شود، كه بستگي به نوع جيره دارد. كاهش pH اثر نامطلوبي بر باكتري هاي سلولوتيك مي گذارد. اين باكتري ها به كاهش pH حساس بوده و قادر به فعاليت در اين شرايط نمي باشند. به طور كلي حيوانات نشخوار كننده نيازمند باكتري هاي سلولوتيك جهت هضم فيبر مي باشند، وليكن محدوديت آنها در رشد بر روي سلوبيوز در شرايط پايين بودن pH يك موضوع مهم در هضم فيبر است. فعاليت باكتري هاي سلولوتيك در pH پايين تر از 6 تضعيف مي شود. مقاومت باكتري ها به اسيد شكمبه وابسته به ظرفيت كاهش عبور يون هيدروژن به داخل سلول باكتري و حفظ شيب كم يون هيدروژن به داخل سلول مي باشد. باكتري هاي سلولوتيك قادر نيستند در pH پايين مانع ورود يون هيدروژن به داخل سلول خود شوند، بنابراين غلظت يون هيدروژن در داخل سلول باكتري به دليل عدم توانايي باكتري در خروج يون هيدروژن افزايش مي يابد و سلول دچار مسموميت مي شود. غلظت بالاي اسيد لاكتيك يك عامل مهم در تحريك گيرنده هاي شيميايي در جداره شكمبه مي باشد. با كاهش pH اسمولاريته افزايش مي يابد و عمل جذب اسيدهاي چرب فرار از شكمبه با مشكل روبرو مي شود و متعاقب آن مصرف خوراك به شدت كاهش مي يابد. آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه قادر به كاهش غلظت اسيد لاكتيك در شكمبه بوده و از اين طريق مصرف ماده خشك را افزايش مي دهند.

 

افزايش باكتري هاي سلولوتيك

با توجه به اينكه آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه سبب افزايش تحريك باكتري هاي سلولوتيك مي شوند، از اين طريق با افزايش هضم فيبر و افزايش سرعت عبور مواد خوراكي از شكمبه بر مصرف ماده خشك اثر مي گذارند.

خوش خوراكي

برخي از پژوهشگران بر اين عقيده هستند كه اين دو فراورده ميكروبي خوش خوراك بوده و سبب تحريك مصرف خوراك مي شوند. بنابر اين استفاده از اين مواد را در مراحلي كه خوش خوراكي جيره حائز اهميت است (جيره هاي دوره انتقال و جيره آغازين گوساله ها) توصيه مي كنند.

 

اثر ساكاروميسس سرويسيه در برداشت اكسيژن از شكمبه

شكمبه محيط بي هوازي است. به طوري كه باكتري هاي شكمبه در اين محيط بهترين رشد را دارند. ولي چنانچه اكسيژن شكمبه در حد نامتعارفي افزايش يابد به عنوان يك ماده سمي از طرف باكتري ها به حساب آمده و بر فعاليت باكتري ها اثر سوء مي گذارد. وجود اكسيژن سبب ممانعت از اتصال باكتري هاي سلولوتيك به سلولز مي شود. با وجود بي هوازي بودن شكمبه همواره مقدار محدودي اكسيژن در شكبه يافت مي شود، كه مقدار آن به 1-5/0درصد مي رسد كه به صورت نامحلول است. ورود اكسيژن به شكمبه از طريق مصرف خوراك، بزاق و انتشار از خون صورت مي گيرد. پيشنهاد شده كه سكاروميسس سرويسيه قادر است از ميزان اكسيژن در شكمبه بكاهد. ارزيابي كشت مخمر در برداشت اكسيژن در شرايط آزمايشگاهي با محيط تخميري مشابه شكمبه انجام شده . پيشنهاد شده كه توانايي برداشت اكسيژن به وسيله مايع شكمبه در ظاهر به ظرفيت تحريك باكتري هاي  زنده بر مي گردد. دليل ديگر در برداشت اكسيژن توسط ساكاروميسس سرويسيه نياز اين ماده به اكسيژن براي فعاليت در محيط شكمبه است. به طوري كه اكسيژن مورد نياز خود از محيط شكمبه تامين مي كند. با آنكه ساكاروميسس سرويسيه قادر به برداشت اكسيژن از شكمبه مي باشد، آسپرژيلوس اريزا توانايي اين عمل را ندارد.

 

اثر آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر جريان نيتروژن از شكمبه

اين دو ماده قادرند از مقدار آمونياك در محيط شكمبه بكاهند. وليكن در پژوهش هاي اوليه نشان داده شده كه ساكاروميسس سرويسيه اثري بر تجزيه پروتئين، پپتيد و يا فعاليت دآميناسيون باكتري ها در شرايط آزمايشگاهي ندارد. جريان پروتئين غير قابل تجزيه در شكمبه در گاوهايي كه با ساكاروميسس سرويسيه تغذيه شده بودند، افزايش معني داري را نشان داده است. احتمالا كاهش غلظت آمونيوم در شكمبه مربوط به افزايش تعداد باكتري ها مي باشد. باكتري هاي سلولوتيك براي رشد احتياج به آمونياك دارند و اين آمونياك را از شكمبه برداشت مي كنند

با افزايش رشد باكتري ها در ميزان پروتئين ميكروبي ورودي به روده نيز افزايش حاصل مي شود و در نتيجه اسيد هاي آمينه براي حمايت از رشد و توليد تامين مي شوند. با افزايش سرعت عبور پروتئين ميكروبي از هزينه هاي نگهداري در شكمبه كاسته شده و راندمان افزايش مي يابد. پژوهش ها بر روي آسپرژيلوس اريزا نيز نشان داده كه اين مكمل در شرايط in situ سبب افزايش قابلت هضم پروتئين خام شده است.

 

استفاده از پروبيوتيك ها در تغذيه گوساله هاي شيرخوار

يكي از مسائل مهم پرورش گوساله هاي شيرخوار سازش سريع شكمبه به مواد جامد است كه اين امر مستلزم توسعه اپيتليوم و ظرفيت شكمبه مي باشد. انكوباسيون طبيعي باكتري هاي شكمبه با گونه هاي مختلف باكتري هاي بي هوازي كه در نهايت در زمان بلوغ رخ مي دهد احتمالا به وسيله خوراك و تماس حيوان با محيط صورت مي گيرد. غلات در شكمبه به آساني تجزيه شده و به اسيدهاي چرب فرار و آمونيوم تبديل مي شوند. اسيدهاي چرب كوتاه زنجبر در توسعه شكمبه نقش مهمي دارند. مصرف علوفه خشبي سبب افزايش ترشح بزاق و بافري شدن شكمبه مي شود، در نتيجه بزاق توليدي سبب افزايش pH خواهد شد. ولي علوفه اثر كمي بر توسعه شكمبه دارد.

 

باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك

افزودن اين باكتري ها سبب توسعه شكمبه و بهبود وضعيت سلامتي به واسطه متاثر شدن ميكرواكولوژي دستگاه گوارش مي شوند. توليد پروبيوتيك هاي باكتريايي بر اساس باكتري هاي مولد اسيد لاكتيك مي باشد. ولي موفقيت در اين مورد كامل نبوده زيرا استفاده از سويه هاي متفاوت و غير موثر، ثبات، كم اين فراورده ها ( كاهش سريع تعداد سلول هاي زنده) و بي تاثير بودن اين مواد در مقدار كم علل اين موضوع مي باشند.

لاكتوباسيل ها قادر به توليد آنزيم هاي كربوهيدراتاز بوده و بدين طريق به هضم اين مواد كمك مي كنند. اين با كتري ها با كمك به تجزيه غذا در روده كوچك مانع از سرازير شدن اين مواد غذايي غير قابل هضم به روده بزرگ مي شوند.( روده بزرگ جايگاه فعاليت اكولاي است).

سويه مفيد اين گروه از باكتري ها استرپتوكوكوس فاسيوم است كه توانايي خاصي در توليد اسيد لاكتيك دارد. تغذيه گوسا له ها با ماست حاوي لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس سبب تسريع در عمل نشخوار گوساله ها مي شود. افزودن بيفيدوباكتريوم به جيره بچه خوكها در طي هفته اول زندگي سبب كاهش تعداد كلستريديوم در مدفوع و بهبود افزايش وزن در بچه خوكها شده است. فومياكي و همكاران (1995) اثر اعمال بيفيدوباكتريوم و لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس را بر روي گوساله ها  مورد بر رسي قرار دادند. نتايج اين پژوهش نشان داد كه اعمال اين باكتري ها سبب افزايش وزن روزانه و ضريب تبديل بهتر و كاهش اسهال نسبت به گروه شاهد شده است. همچنين اثرات مشابهي نيز از افزودن اين باكتري ها به جيره به جيره بچه خوكها مشاهده شده است. جني و همكاران (1991) با افزودن باكتري هاي باسيلوس ساب تيلوس به تنهايي و همراه با لاكتوباسيلوس لاكتيس به جيره گوساله هاي شير خوار اثرات آنرا مورد بررسي قرار دادند. در اين پژوهش گوساله ها يكباره، در روز سي ام از شير گرفته شدند و از روز 44-31 جيره آغازين دريافت كردند. نتايج نشان داد كه هيچ يك از پارامترهاي مورد بررسي افزايش وزن و بازده خوراك تحت تاثير تيمارها قرار نگرفت ونيز  مورلي (1995) با برسي اثر پروبيوتيك ها بر روي سلامتي و رشد گوساله تفاوت معني داري را در بين تيمارها مشاهده نكرد.

كشت مخمر در جيره آغازين

استفاده از كشت مخمر در جيره آغازين در جيره گوساله هاي شيرخوار در جهت بهبود عملكرد مورد توجه قرار گرفته است. وجود غلات بالا در جيره آغازين سبب كاهش pH و در نهايت پاراكراتوزيس شكمبه مي شود. آزمايشات بر روي شمبه گوسا له ها نشان داده كه نوسانات pH در دامنه 8/5-5 است. بنابراين هيپر اسيديتي در گوساله هايي كه جيره آغازين دريافت مي كنند، عاملي براي محدوديت خوراك مي باشد. با توجه به اينكه آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه سبب تحريك باكتري هاي مصرف كننده لاكتات مي شوند و برداشت لاكتات را توسط مگاسفرا السيدني و سلونوموناس روميننتيموم تحريك مي كنند، استفاده از اين مواد در جيره آغازين اثرات نامطلوب كاهش pH را مي كاهد. بنابراين پيشنهاد مي شود كه احتمالا پاسخ مثبت گوساله ها به كشت مخمر مربوط به افزايش pH باشد. زاين وهمكاران (1999) با استفاده از 12 گوساله اخته اثرات پروبيوتيك هاي غير باكتريايي را بر روي سلامتي گوساله هاي پرواري مورد بررسي قرار دادند. گوساله ها در 2 تيمار شاهد و تيمار آزمايشي دريافت كننده 28 گرم ساكاروميسس سرويسيه قرار داده شدند. نتايج نشان داد كه ساكاروميسس سرويسيه سبب كاهش 48 درصدي در بيماري ها و كاهش 44 درصدي در روزهاي بيماري شده است. كيوگلي و همكاران (1992) در جيره آغازين گوساله ها كه حاوي غلات بالايي بود اثرات بيكربنات سديم و كشت مخمر را بر تحريك شكمبه، رشد و مصرف خوراك در گوساله ها مورد بررسي قراردادند. در تيمار كشت مخمر، 2/0 درصد مخمر ساكاروميسس سرويسيه و در تيمار بيكربنات 3 درصد از اين ماده استفاده شد. در اين آزمايش اثر معني داري بر ماده خشك مصرفي، افزايش وزن و يا بازده خوراك ديده نشد، ولي نيتروژن اوره اي پلاسما در تيمار بيكربنات سديم كاهش داشت. كالي و همكاران (1992) با افزودن كشت مخمر به جيره گوساله ها و بره ها كاهش روزهاي بيماري، افزايش مصرف خوراك و همچنين اثرات مثبت در متابوليسم ازت، روي و آهن را مشاهده نمودند. همچنين در پژوهش ديگري افزودن كشت مخمر در جيره بره ها در زمان استرس حرارتي مورد برسي قرار گرفت. در اين پژوهش كشت مخمر سبب افزايش عملكرد در گروه تغذيه شده با مخمر، در مقايسه با گروه شاهد شد. در مورد گاوهاي شيري نيز كاهش دماي راست روده با افزودن آسپرژيلوس اريزا مشاهده شده است. مارش و همكاران (2002) با افزودن 10 گرم كشت مخمر به جيره گوسا له هايي كه تازه از شير گرفته شده بودند، افزايش معني داري را در افزايش وزن روزانه مشاهده كردند.

عصاره حاصل از قارچ آسپرژيلوس اريزا

محتواي اين عصاره به خوبي تعريف نشده ولي فرض بر اين است كه اين عصاره فاقد سلولهاي زنده است و حاوي مقاديري از آنزيم هاي فعال و ويتامين هاي گروه ب مي باشد. اين عصاره اثري مشابه با كشت مخمر بر روي عملكرد حيوانات اهلي دارد. بهركا (1991) با بررسي اثر آسپرژيلوس اريزا بر فعاليت ميكروبي شكمبه و توسعه آن  اثرات مثبتي را در فعاليت ميكروبي شكمبه مشاهده نمود. در اين پژوهش گوساله هاي تغذيه شده با آسپرژيلوس اريزا يك هفته زود تر از گوساله هاي شاهد از شير گرفته شدند و در تيمار آسپرژيلوس اريزا مقاد‎ ير پروپيونات و استات، كل باكتري هاي بي هوازي همي سلولوتيك، پكتينوليتيك و سلولوتيك بيشتر از گروه شاهد بود.

 

علت تفاوت در نتايج

در گزارشات ارائه شده در مورد اثرات آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه بر توان توليدي و مصرف خوراك و افزايش وزن تفاوت هايي مشاهده مي شود. برخي از پژوهش ها اثرات مثبت اين مواد را مربوط به اوايل زايش مي دانند، به همين دليل اكثر آزمايشات در استفاده از اين مواد در اوايل زايش انجام شده است. پژوهش هاي انجام شده بر روي اين مواد در شرايط متفاوت از يكديگر انجام شده است. پژوهش ها بر روي گاوهاي شيري نشان داد كه اين مواد سبب افزايش قابل توجهي در توليد شير شده اند. استفاده از كشت مخمر در جيره گوساله هاي پرواري كه با جو تغذيه شده بودند افزايش وزن  19 درصدي را نشان داده است. در حاليكه پاسخ نرهاي پرواري تغذيه شده با سيلاژ در حد اشتها به علاوه 2 كيلوگرم كنسانتره فقط افزايش 7/6 درصدي را در رشد روزانه نشان داده است. در مروري بر آزمايشات انجام شده براي ارزيابي اين مواد در توليد گاوهاي شيري نشان داده شده كه جيره هاي بر پايه سيلاژ ذرت نسبت به جيره هاي بر پايه سيلاژ گراس اثر بهتري بر توليد داشته اند. ويليامز (1991) وقتي از جيره هايي با نسبت 40 به 60 علوفه به كنسانتره استفاده كرد، افزايش 17 درصدي را در توليد شير مشاهده نمود، ولي زماني كه نسبت علوفه را در جيره بالا برد، پاسخ توليد به 14 درصد رسيد. همچنين وقتي در جيره از گندم و يونجه استفاده شد، توليد شير افزايش داشت در حاليكه با جايگزين كردن ذرت به جاي گندم اثري بر توليد ديده نشد. به طور كلي پاسخ هاي متفاوتي در استفاده از آسپرژيلوس اريزا و ساكاروميسس سرويسيه در جيره هاي گاوهاي شيري و گوساله هاي شير خوار مشاهده شده است. به طوري كه برخي از آزمايشات اثرات مثبتي را با افزودن اين مواد بر روي مصرف خوراك و توليد شير نشان داده اند، ولي در تعدادي از پژوهش ها چنين پاسخ هايي مشاهده نشده است. در يك پژوهش اثر كشت مخمر روي عملكرد گوساله هاي جوان مورد بررسي قرار گرفت، در اين آزمايش هيچ يك از صفات مورد بررسي از جمله تخمير شكمبه، مصرف خوراك وافزايش وزن روزانه تحت تاثير كشت مخمر قرار نگرفت. اما در پژوهش مارش (2002) كه بر روي گوساله ها انجام داد، افزايش معني داري در پارامترهاي مورد بررسي مشاهده شد. همانطور كه بيان شد پاسخ هاي گوساله ها و گاوهاي شيري به اين فراورده ها متفاوت مي باشد. به دليل وجود اين تفاوت در نتايج آزمايشات، پايوا (1993) پيشنهاد كرد كه عواملي همچون مرحله شيردهي، نوع علوفه، شيوه خوراك دهي، نسبت علوفه به كنسانتره و نوع جيره در بروز اين تفاوتها موثر مي باشند. همچنين وجود گونه هاي بسيار متنوع از كشت مخمر مي تواند دليل ديگري براي تفاوت در نتايج باشد، به طوري كه هنوز بين سويه هاي موجود اين مواد بهترين گونه از جهت فعاليت پروبيوتيكي مشخص نشده است. با اين وجود در طي آزمايشاتي كه تا سال 1990 انجام شده، در 55 درصد از پژوهش ها افزايش توليد شير گزارش شده است.

 نسخه قابل چاپ